عبد الغني الخطيب ( مترجم : اسد الله مبشرى )
144
إعجاز القرآن على مر الأزمان ( قرآن و علم امروز ) ( فارسى )
ما أَشْهَدْتُهُمْ خَلْقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لا خَلْقَ أَنْفُسِهِمْ وَ ما كُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّينَ عَضُداً » « 1 » نظريات آنان را در كيفيت پيدا شدن زندگى كنار ميگذاريم ، و به عنوان يك حقيقت ثابت نمىپذيريم ، زيرا ، بر خيال و گمان استوار است و دليل منطقى ندارد . عثمان گفت پدر ، چطور آنان با قرائن به صحت گفتههاى خود ، استدلال كردهاند ؟ پدر گفت ، مىبينم تو خودت نيز قبول دارى كه سخنان آنان نزديك است ثابت شود ، و نگفتى ثابت شده است . پسر گفت ، بين اين دو چه فرق است ؟ پدر گفت ، فرق بسيار است . آيا تو وقتى به خانه برميگردى و دست به جيب خود مىبرى كليد در را بيرون بياورى و نمىيابى ، و ميخواهى بدانى آن را كجا گذاشتهاى ، چگونه به اين كار پى ميبرى ؟ پسر گفت ، از موقعى كه از خانه خارج شدهام تا به خانه برگشتهام حوادث را به نظر مىآورم ، آنگاه ظنم بجايى ميرود كه دليل بيشترى براى گم كردن و جا گذاشتن كليد در آنجا دارم . پدر گفت ، مرحبا جواب درستى است . تو گفتى سوءظنم و فكرم را در جايى متمركز ميكنم كه كليدها را در آنجا گم كردهام . چرا ؟ پسر گفت ، براى اينكه دلايل زيادى مرا به اين كار واميدارد .
--> ( 1 ) - آنان را ( بشر را ) نه بهنگام آفرينش آسمانها و زمين شاهد گرفتهام ، ( حضور داشتهاند ) ، نه بهنگام آفرينش آنان ؛ گمراهكنندگان را ( مشركان را ) ، يار و ياور خويش نمىگيرم . سورهء كهف - آيه 51 .